تبليغاتX
هبوط دل
ناگفته های درون
 اعجاز قرآن (بخش دوم)

اعجاز علمی قرآن ( بخش دوم ):

پنجم ـ دوگانگی یا دوقطبی بودن همه چیز:
قبلاً اعتقاد برین بود که زوجیت ( نرو ماده) تنها در میان انسانها و حیوانات وجود دارد. علم جدید آمد و ثابت ساخت که نری ومادگی در نباتات و جمادات و حتی کوچکترین جرم و برق هم وجود دارد، هرچیز جنس مثبت ومنفی دارد وما همه میدانیم که برق باید دو لین یکی برای مثبت ویکی برای منفی داشته باشد. اتم هم وقتی تجزیه شود در خود پروتون و نیترون دارد و هرکدام ازینها حیثیت نر و ماده را دارد. قرآنکریم در چندین آیت به این موضوع اشاره کرده است:
1ـ و من کلّ شیءٍ خلقنا روجین لعلّکم تذکّرون.( از هر چیز خلق کردیم جفت، تا اینکه شما پند بگیرید) درینجا کلمهء ( ومن کلّ شیءٍ) دلالت بر عمومیت دارد. یعنی همه چیز.
2ـ أولم یروا إلی الأرض کم أنبتنا فیها من کلّ زوجٍ کریم.( آیا نمیبینند به زمین که رویانیدیم ما در آن از هر جفت با کرامت آنرا) درین آیت اشاره به نباتات است.
3ـ سبحان الّذی خلق الأزواج کلّها ممّا تنبت الأرض و من أنفسهم و ممّا لا یعلمون.( پاک است ذات که آفریده جفتها را همه از آنچه میرویاند زمین و از خود شما و آنچیز های که شما نمیدانید) این آیت کریمه زوجیت را در همهء موجودات از انسان، حیوان و
که ما میدانیم و یا نمیدانیم ثابت میسازد. پاک و باعظمت است ذات دانای توانا که برهمه چیز احاطه دارد و همه چیز را برشمرده است.

ششم ـ پرده های جنین:
علم ثابت کرده است که جنین در رحم مادر محاط به سه پرده است، این پرده ها تنها با تشریخ دقیق علمی قابل درک میشود، ورنه با دید چشم تنها میتوانی یک پرده را مشاهده کنی. این چیزی است که طب امروز به آن پی برده است، ولی قرآنکریم از قبل این امر را تأیید کرده است. این آیت در سورهء زمر: یخلقکم فی بطون أمّهاتکم خلقاً من بعد خلقٍ فی ظلماتٍ ثلاث، ذلکم الله ربّکم له الملک.( آفرید شمارا در شکم های مادران تان آفریدنی بعد از آفریدنی در تاریکی های سه گانه، اینست خدای شما پروردگارتان که اوراست پادشاه)
درین آیت خداوند (ج) خبر داده است که جنین در سه پرده پوشیده است که آنهارا بنام ظلمات( تاریکها) یاد نموده است، چون این پرده ها طوری اند که مانع رسیدن نور و روشنی به جنین میشوند. علم امروزی هم به این حقیقت تأکید دارد.

هفتم ـ نطفه گذاری در درختان بواسطهء باد:
علم ثابت کرده است، باد نطفه های مذکر را به مؤنث در درختان میوه دار منتقل میکند و بدین واسطه درختان بارور میشوند. قرآنکریم بدقت از آن حکایت کرده است:
  و ارسلنا الرّیاح لواقح فأنزلنا من السّماء ماءً فأسقیناکموه و ما أنتم له بخازنین. ( و فرستادیم بادهارا نطفه گذارنده، و فرستادیم از آسمان آب و نوشانیدیم شمارا و نیستید شما که آنرا( باران را) خزینه کرده باشید)
این یک اخبار دیگری قرآن از حقایق علمی و ثابت است که دلالت بر راستی نبوت میکند. دانشمند مستشرق ( اجنیری) استاد دانشگاه آکسفورد در یک قرن قبل میگوید: شتربانان عرب سیزده قرن قبل از اروپایی ها میدانستند که بادها درختان را باردار میسازند. اشارهء او بهمین آیتی از قرآنکریم است.

هشتم ـ ژنهای زنده در منی انسان :
طب امروزی کشف کرده است که منی دارای زنده جانهای کوچکی است که آنرا بنام ژن یاد میکنند، این ژنها با چشم دیده نمیشوند و باید برای دیدن آنها از مکروسکوب استفاده شود. هر ژن دارای شکلی با سر، گردن و دم است مشابهت به بقه های نوزاد دارد، یا کرمی آبی سیاه است که در دهن حیوانات داخل میشود و خون میمکد. این ژنهای زنده با تخمه های زن خلط میشوند و حمل صورت میگیرد، وقتی القاح صورت گرفت دهن رحم بسته میشود و دیگر چیزی به آن راه نمیآبد، هرچه باقی ژنهای باز مانده میمیرند. این یک تجزیه و نظریهء علمیست. ببینید که قرآن درین رابطه چه میگوید:
إقرأ باسم ربّک الّذی خلق. خلق الإنسان من علق.( بخوان بنام پروردگارت ذات که آفرید انسان را از علق) ( علق ) همان شکل کرم یا نوزاد بقه. این معجزهء علمی قرآن و در وقت نزول آن قابل درک نبود و تا اینکه میکروسکوب کشف شد و این امر دانسته شد.
 

|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388  |
 اعجاز قرآن (بخش اول)
هر چه زمان میگذرد قدرت اعجاز علمی قرآن برای بشرناتوان بیشتر نمایان می گردد.برخی ازنمونه های آنرا که انسان ، موفق به درک آن شده است را ذکر مینمایم. (بخش اول). 

اول ـ وحدت هستی
جدیدترین نظریه علمی ثابت کرده است که زمین جزئی از منظومهء شمسی بوده و به مرور زمان از آن جدا شده، به سردی گرایده و قابلیت زندگی را پیدا کرده است. برای صحت این نظریه به وجود آتش فشان ها در بطن زمین و زمین لرزه ها در اثر این آتش فشان ها اشاره میکنند.
این نظریهء علمی جدید آنچه را که در قرآن بدان اشاره شده است تأیید میکند:

أولم یرالّذین کفروا أنّ السّموات ولأرض کانتا رتقاً ففتقناهما و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی، أفلا تؤمنون.( آیا ندیدند کسانیکه کافر شدند، هر آیینه بود آسمانها و زمین خشک و بهم چسپیده، ما گشادیم آنرا و زنده گردانیدیم از آب همه چیز را. آیا ایمان نمی آورند؟) استاد طباره میگوید: این یکی از معجزات علمی قرآن است که علمی جدید آنرا تأیید میکند. علم ثابت کرده است که این هستی یک کتلهء متصل با هم بوده و به مرور زمان تقسیم شده است. منظومهء شمسی ما در نتیجهء همین انقسامات بمیان آمده است. هر چه بخش دوم از آیت ( و جعلنا من الماء کلّ شیءٍ حی) این آشکارترین اشاره به تأیید حقیقت علمی است که دانشمندان راز آنرا کشف کرده اند. بیشترین کاووشهای کیمیاوی به آب ضرورت دارد و آب عنصر اساسی ادامهء زندگی در هستی و نباتات است. 1ـ رتق بمعنای با هم متصل و یکجا. 2ـ فتق جدایی میان دو چیز.
دیگر اینکه؛ این آیت نشان میدهد که خالق و ایجادگر این هستی آنرا بگونه ای ساخته است که برای مخلوقاتش قابل زندگی باشد. اگر درجهء حرارت بحد زیاد پایان باشد درجهء آکسیجن در آن بسیاز زیادی است، وقتی آب جامد میشود حرارت زیادی از آن بیرون رانده میشود و زیر آبرا برای زندگی حیوانات آبی مساعد میسازد. و عجیبترین حکمت قرآنی اینست که، با کلمات بسیار ارزشمندی راز زندگی را بیان میدارد.
از ابن عباس(رض) روایت شده است که، در تفسیر این آیت فرموده اند: آسمان بهم چسپیده بود و باران نمی بارید، زمین خشک بود و گیاه نمیرویید، وقتی در زمین مخلوقات پیدا کرده شد آسمان با باران کشوده شد و زمین هم گشوده شد و از آن گیاهان رویید. تفسیر ابن کثیر ج3 ص187
من بدین نظر هستم که؛ این یک تفسیر خوبی است و ازباب استعاره مفسرین پیشین بدین نظر اند، ولی این مانع این نیست که در قرآن نکات علمی وجود داشته باشد که در گذشته مفسرین بدان آگاهی نداشتند و علم امروزی آنرا کشف کرده است و آیات قرآنی احتمال چندین توجیه را دارند. اینجا هیچ مانع از فهم اسرار قرآن وجود ندارد و میشود که متأخرین چیزهای را بدانند که متقدمین نداسته بودند. خداوند(ج) فرموده است: سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبیّن لهم أنّه الحق. ( بزودی مینمایم ما برایشان نشانه های قدرت خود را در کناره جهان ( طبیعت) و در ذات خودشان، تا برایشان ثابت گردد که این قرآن حق است)
شاید این از نشانه های اعجاز باشد که خداوند(ج) در قرن بیستم توسط انسان آنرا کشف کرده است.

دوم ـ پیدایش هستی:
دانشمند فضایی( جینز) میگوید: اولین مادهء هستی بشکل گازهای بوده اند که در فضا طور منظم وجود داشتند و مجموعهء کهکهشانها از کثافت وتجمع این گاز های پدید آمده اند.
دانشمند دیگری بنام ( جامو) میگوید: هستی در وهلهء اول پیدایشش پر از گازهای بوده که طور منظم در فضا توزیع شده بودند و از آنجا عملیهء تکوین آغاز یافته است.
این نظریه ای است که قرآنکریم آنرا تأیید میکند. اگر نص قرآنی در رابطه موجود نمیبود شاید اکثر ما این فرضیهء علمی را نادرست میپنداشتیم و یا به آن بدیدهء شک مینگریستیم. : ثمّ استوی إلی السّماء و هی دخانٌ، فقال لها و للأرض إتیا طوعاً أو کرهاً، قالتا أتینا طائعین.( بعد از آن بسوی آسمان شد که از دود بود، و گفت برای آن و زمین بیایید بفرمان من خواسته یا نخواسته، گفتند: آمدیم خواسته و فرمانبردار)
درین آیت کریمه قرآن مصدر پیدایش و خلقت این هستی را دود( دخان) معرفی کرده است. دود چیزی است که عربها از اشیاء ملموس آنرا درک میکردند که در حقیقت همان گاز است. آیا چهارده قرن قبل در مقدور یک شخص که خواندن و نگاشتن نمیدانست بود که این کشف علمی قرن بیستم را بداند، آنهم در زمانیکه مردم از هستی و اسرار آن چیزی نمیدانستند؟!

سوم ـ تجزیه اتم:
تا آخر قرن نوزدهم اعتقاد برین بود که کوچکترین مادهء هستی اتم است که در یکی از عناصر وجود دارد و اتم غیر قابل تجزیه است، این نظریه چندین قرن وجود داشت و در چندین دههء گذشته دانشمندان توجه بیشترین شان بر اتم بود تا اینکه مؤفق به تجزیهء آن شدند و پی بردند که اتم دارای اجزاء پروتون، نیترون و الکترون است. بواسطهء این تجزیه مؤفق به ساختن بم اتم و بم هایدوژنی شدند. بخداوند(ج) پناه میبرم از شر شیطان رجیم.
به این قول پرودگار دانا و توانا توجه کنید:
  و ما یعزب عن ربّک مثقال ذرةٍ فی الأرض و لا فی السماء ولا أصغر من ذلک ولا أکبر إلاّ فی کتابٍ مبین.( پوشیده نیست از پروردگارتوم چیزی قدر ذره در آسمان و زمین، نه کوچکتر از آن و بزرگتر از آن مگر اینکه در کتاب بیان کننده و واضح است(کلمه أصغر (کوچکتر از ذره) در قرآنکریم اشاره به همین امکان تجزیهء اتم است. و درین قول پروردگا ( ولا فی السّماء) بیانگراینست که خواص اتم در زمین همان خواص اتم در موجودات فضای مثل آفتاب، ستاره ها و سیاره هاست.
آیا محمد(ص) خواص اتم را خوانده و برای تجزیهء آن در زمین و آسمان تلاش کرده بود ؟ نه خیر! این بزرگترین معجزهء علمی قرآن و دلیل است برینکه این کتاب وحی الهیست.

چهارم ـ کمبود اکسیژن:
از زمانی که عملیه و توانای پرواز برای بشر میسر شد دانشمندان به یک پدیده ای طبیعی پی بردند که عبارت از کمبود آکسیژن در طبقات بالای فضاست. وقتی انسان به بالا میرود و در فضا قرار میگیرد این امر را درک میکند و احساس نفس تنگی مینماید و هرچه بالا میرود احساس خفقان میکند و تا حدی که دیگر زندگی بدون آکسیژن غیر ممکن میگردد. از همین رو خدمه های پرواز به مسافرین می آموزند که که هرگاه طیاره به ارتفاع بیشتر از 35 هزار قدم بلند شود خریطه های اکسیژن های مصنوعی را استفاده کنند. ولی قرآنکریم در چهارده قرن قبل و قبل از کشف عملیهء پرواز به این امر اشاره کرده است: ( فمن یریدالله أن یهدیه یشرح صدره للإسلام و من یرید أن یضله یجعل صدره ضیقاً حرجاً کأنّما یصّّعّد فی السّماء. ـ کسی را اراده کند خداوند که هدایت کند اورا، گشاده میسازد سینهء او را به اسلام و کسی را که بخواهد گمراه کند میگرداند سینهء اورا تنگ، مشکلدار گویا اینکه به آسمان بالا میرودـ )
در گذشته متقدّمین این آیت را مطابق فهم خود و زمان خود تفسیر میکردند و میگفتند: یعنی همانند کسیکه تلاش میکند تا به آسمان برود، ولی نمیتواند. یا اینکه؛ کسی تلاشی کاری را کند که محال است. علم جدید آمد و معجزه علمی قرآن ظاهر شد و یک اتفاق عجیبی را میان آیت قرآن و واقعیت علمی ایجاد کرد. این یک تصدیق دیگری بود درین عصر بر راستی نبوت محمد(ص). قسم بخداست این قرآن چه زیبا و پذیرفتنی است!

 

|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388  |
 

 

                                               آداب صرف غذا                                                      


1 –  بهتر است آقاو خانم ميزبان در دو انتهاي ميز غذاخوري و يا در وسط ميزروبروي يكديگر بنشينند.
2 –  اگـر فرد مهمي ميهمان بود مي بايد وي سمت راسـت خانم ميزبان و همسرشسمت راست ميزبان آقا نشانده شود.
3 –  بطور كلي طرز قرار گرفتن ميهمانان بايد طوري ترتيب داده شود كه هيـچ دو مـــرد و هيچ دو زني كنار يكديگر قرار نگيرند.
4 –  زوج متاهل بايد روبروي يكديگر و زوج نامزد بايد در كنار يكديگر بنشينند.
5 –  بهتر است گروههاي سني در كنار يكديگر بنشينند به طوري كه بزرگترهاي فاميل در راس ميز و جوانترها سمت ديگر.
6 –  غذا بايد در جهت عقربه هاي ساعت و از چپ به راست سرو گردد. و همچنين غذا از سمت چپ افراد سرو شده و ظروف غذا از سمت راست ميهمانان جمع آوري ميگردد.
7 –  دستمال سفره هنگام آغاز صرف غذا ميبايد روي زانو قرار داده شود و تا انتهاي صرف غذا بايد همان جا باقي بماند. از دستمال سفره تنها براي تمـيزكردن مختصر دهان بايد استفاده كرد و نه صورت و يا پيشاني. اگر خــواستـيدصندلي خود را براي مدت كوتاهي ترك كنيد بايد دستمال سفره خود را روي صندلي قرار دهيد كه ديـگـران و پيـش خــدمت متوجه ان گردند. هنگام پايان يافتن صرف غذا ميبايد دستمال سفره را بطور مرتبي روي ميز و سمت راست بشقاب قرار داد (آن را تا و يا مچاله نكنيد
8 –  پيش از آن كـه مـيـزبـان شـروع بـه صـرف غـذا نكرده و يا اجازه صرف غذا را نداده نبايد شروع به صرف غذا كرد.
9 –  در حين غذا بهيجوجه نبايد ميز غذا را ترك كنيد مگر در موارد اضـطراري مانند رفتن به دستشويي و يا داشتن حالت تهوع. در ايــن هنگام عذر خواهي كنيد و ميز را ترك كنيد.
10 – اگر چيزي روي ميز خواستيد كه دستتان به آن نميرسيد خـودتان سعي نكنيد آن را برداريد بلكه از فردي كه به آن نزديك است بخواهيد كه آن را به شما بدهد.
11 – هنگاميـكه غذا خوردنتان پايان يافت هيچگاه بشقابتان را به سمت جلو هل ندهيد اين عمل خلاف آداب معاشرت ميباشد.
12 – براي بريدن و خردكردن غذا چنگال را با دست چپ و كارد را با دسـت راست گرفته و سپس با چنگال آن چيزي را كه مي خواهيد ببريد محكم نگاه داشته وبا چاقو آنرا ببريد. سپس چنگال را به دست راست منتقل و ميل كنيد.
13 –  در روي صندلي راست و مستقيم بنشينيد هيچگاه بجلو و يا عقب خم نشويد.
14 – حين صرف غذا مشغول محاوره هاي دلنشين و مطـبـوع گـرديد و از موضوعات بحث انگيز پرهيز كنيد.
15 –  اگر تكه هايي از غذا ميان دندانهايتان گير كرد با عذر خواهي ميز را تـرك كـرده و بــه دستشويي برويد سپس آن را خارج كنيد.
16 -  آرام و با حوصله غذا بخوريد. غذا خوردن شتابزده بي حرمتي به ميزبان ميباشد.
17 –  لقمه هاي كوچك برداشته و با دهان بسته غذاي خود را بجويد. هيچ گــاه بـا دهان باز غذا را نجويد و يا با دهان پر صحبت نكنيد.
18 –  هيچگاه پيش از چشيدن غذا به آن ادويه اضافه نكـنـيـد ايـن عـمل بي احترامي به ميزبان و آشپز ميباشد.
19 – هيچگاه سر ميز غذا سيگار نكشيد.
20 –  هنگامي كه از غذا خوردن فارغ شديد دستتان را روي زانو و يا ميز (مـچ دست روي لبه ميز) قرار دهيد. هيچگاه هنگام صرف غذا آرنج خود را روي ميزقرار ندهيد.

 

|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در دوشنبه یکم تیر 1388  |
 
در ادامه ارائه مطالبی در حوزه منابع انسانی مقاله ای تحت عنوان جایگاه آموزش در فرهنگ توانا سازی جهت استفاده دوستان تقدیم می گردد.
|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در شنبه سی ام خرداد 1388  |
 
بوى بدن:
بدن هر انسانى بوى خاصى دارد كه همانند اثر انگشتش منحصر به فرد است. گاهى اوقات شما متوجه بوى بدن و صورت فرد مقابلتان خواهيد شد.
استخوان ها:
با اينكه استخوان ها از خارج به نظر خيلى سخت ومحكم به نظر مى رسند، اما از درون كاملاً سبك و نرم هستند زيرا ۷۵درصد حجم آن ها را آب تشكيل مى دهد.
انسان ها با حدود ۳۰۰ استخوان در بدن متولد مى شوند، اما وقتى انسان ها به دوران جوانى و ميانسالى مى رسند تنها ۲۰۶ استخوان دارند و اين كاهش به اين دليل است كه بسيارى از آن ها براى تشكيل يك استخوان به هم مى پيوندند.
يك چهارم استخوان هاى موجود در بدنتان در پاهايتان است.
كوچكترين استخوان در بدن شما استخوان ركابى در گوشتان است كه به سختى به اندازه يك دانه برنج مى شود.
استخوان هاى بدن شما سفيد نيست، بلكه رنگ آن ها از قهوه اى مايل به زرد و خاكسترى به قهوه اى روشن تغيير پيدا مى كند و استخوان هاى سفيدرنگى كه شما در موزه ها مى بينيد به دليل جوشانده شدن و تميز شده به رنگ سفيد درآمده اند.
مغز:
هر چه سن انسان بالاتر مى رود، مغزش كوچكتر مى شود و به ازاى هر يك سال مغز يك گرم كوچكتر مى شود زيرا سلول هاى عصبى از بين مى روند و ديگر قادر به جايگزينى و دوباره ساخته شدن نيستند.
به جز سلول هاى مغز شما، ۵۰ ميليون سلول در بدن شما مى ميرند و با سلول هاى ديگر جايگزين مى شوند.
بدن بدون مغز نيز مى تواند عمل كند و مغز انسان حدود ۱۰۰ ميليارد عصب دارد.
تنفس:
بدن ما روزانه حدود نيم ليتر آب را در حين نفس كشيدن از دست مى دهد. وقتى داخل ليوان نفس بكشيد اين آب تبخير شده را مى توانيد در ليوان ببينيد.
كالريَ:
بدن شما وقتى كه خواب هستيد، نسبت به زمانى كه مشغول تماشاى تلويزيون هستيد كالرى بيشترى مى سوزاند.
سلول ها:
هر ساعت يك ميليارد سلول در بدن شما بايد جايگزين شود. در بدن هر انسانى حدود نيم ساعت وقت صرف ساختن يك سلول جديد مى شود. ميانگين طول عمر و زندگى يك سلول خونى قرمز رنگ حدود ۱۲۰ روز است
|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388  |
 
 طبیعت برخی غذاها میوه ها و دانه ها

میوه ها و دانه های گرم وتر :
 انجیر ، انگور ، بادام زمینی ، بادام شیرین ، بادام کوهی ، به ، تخم خربزه ، توت (شاه توت) ، انواع توت ها ، خربزه ، هویج ( زردک) ، سیب ، شلغم ، کدو ، کنجد ، گلاب ، لوبیا قرمز

میوه ها و دانه های گرم و خشک
 . انبه  ، بادام کاغذی ، بادمجان (خیلی گرم و خشک) ، تخم شربتی ، بولاغ اوتی ، پرتقال ، پسته ، پونه (خیلی گرم و خشک) ، پیاز (خیلی گرم و خشک) ، پیه ( دمبه) ، ترب (خیلی گرم و خشک) ، تره ، جعفری، دینارویه ، چای ، خردل ها ، خرما ، خرمالو ، دارچین ، روغن ، ریحان ، زرد چوبه ، زعفران ، زنجبیل ، زنیان ، زیتون ، زیره سیاه ، سیر ، شنبلیله ، فلفل (خیلی گرم و خشک) ، فندق ، کرفس ، کشمش انگور سیاه ( مویز) ، کلم ، کنگر ، گردو ، گل سرخ (خیلی گرم و خشک) ، لپه ، مرزه ، موسیر ، موم عسل ، نارگیل ، نخود ، نعناع ، عرق بهار نارنج ، هل .

غذاهای گرم و تر :
 عسل ، نخود ، آب آبگوشت ، گوشت بوقلمون ، شیر میش ، گوشت غاز (پرنده) ، گوشت گوسفند ، گوشت مرغ خانگی ، گوشت مرغابی و  اردک ، میگو (روبیان) ، گوشت بلدرچین ، گوشت کله ، جگر ، خورشت بادمجان ، خورش قورمه سبزی ، آبگوشت به ، آبگوشت کلم قمری ، آب شور ، کره ، خامه ، روغن ، نیمرو ، تخم مرغ ، گوشت بز ،
غذاهای گرم و خشک
 گوشت آهو ، شیر شتر ، گوشت شتر ، گوشت شتر مرغ ، گوشت کبوتر ، کوهان شتر(خیلی گرم و خشک) ، گوشت گاومیش ، گوشت گنجشک ، گوشت لک لک ، نمک طعام (خیلی گرم و خشک) ، گوشت اردک ، خورش فسنجان .

میوه ها و دانه های معتدل :
 برگ چغندر ، برنج ، تمشک ، چغندر ، عدس ، عناب ، گرمک ، گندم ، قهوه ، کاسنی ، کاهو ، موز   .

غذاهای معتدل :
 شیر گاو ، گوشت کبک ، گوشت کبک دری ، کوکو سبزی ، فرنی ، کوفته ، کشک بادنجان ، شیر برنج ، نان فطیر .

میوه ها و دانه های سرد و تر :
 اسفناج ، آلو ، انار ، باقلا ، بالنگ ، بامیه ، خرفه ، پنیر ، خیار ، دوغ ، زردآلو ، کدو  (تخم) ، کدو حلوایی ، گلابی ، هلو ، هندوانه  ،

میوه و دانه های سرد و خشک
ارزن ، ازگیل ، انار ترش ، تمبر هندی ، جو ، ذرت ، ریواس ، زرشک ، سرکه ، سنجد ، شاه بلوط ، گشنیز ، گیلاس ، لیمو امانی ، لیمو ترش ، لیمو شیرین ، ماش ، نارنج ، نشاسته ، ولیک  .

غذاهای سرد و تر :
 شیر بز ، ماست ، دوغ ، مرغ ماشینی ، قره قروت ، شیر بز ، ماهی ،

غذاهای سرد و خشک
 کشک ، گوشت گاو  .

(این قانون مصرف سردیهاست  :   اگر پنیرمیخورید حتما با گردو خورده شود  ،  اگر ماست و دوغ میخورید حتما با یک قاشق چایخوری زنیان خورده شود  ،  اگر ماهی میخورید با خرما خورده شود ،  اگر برنج میخورید با زیره خورده شود ، مرغ را حتما با گرمی خورده شود ، و هر چیز سرد دیگر با گرمی هائی مثل عسل و خرما و دیگر غذاهای گرم   .)

 

|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در شنبه نهم خرداد 1388  |
 

 


 

در خلوت خود به اين سئوالات فكر كنيد سئوالاتي كه در جهت قدمهاي شما در زندگي تاثير گذار هستند و گاه در بحبوحه زندگي فراموششان كرده ايم:

برگرفته از کتاب(لطفاَ گوسفند نباشید)

1 اگر از زندگی شما فیلم برداری می کردند و آن فیلم ها را برای همه نمایش می دادندآیا از دیدن بعضی از صحنه ها خجالت می کشیدید؟چرا؟

۲ اگر زمان مرگ شما فرا رسیده باشد و فرصت یک تلفن زدن را داشته باشید به چه کسی تلفن می زدید؟چه می گویید؟

۳ تا حالا چند نفر از افرادی که به تو بدی کرده اند را بخشیده ای؟

۴ آخرین کاری که برای رضای خدا کردید کی بود؟چرا؟

۵ به یاد عزیزانت یک لحظه چشم روی هم بگذار.اولین چهره ای که به نظرت می آید کیست؟چرا؟

۶ همین حالا دوست داری به حال چه کسی گریه کنی؟چرا؟

۷ همین حالا دوست داری به چه کسی بگویی دوستش داری؟چرا؟

۸ چرا نگران فردا هستید؟آیا آن کسی که همه عمر از شما مراقبت کرده فردا از تو مراقبت نخواهد کرد؟

۹ اگر همین الان به حضور خداوند برسی و او از حاصل زندگیت بپرسد چه می گویی؟خوشحالی یا غمگین؟

۱۰ آخرین باری که دوستی شما را فریب داد کی بود؟چرا؟ 

۱۱ به نظر شما مهم ترین پیام خدا به شما چه بوده؟

۱۲ اگر قرار باشد یک ساعت دیگر بمیری اولین کاری که می کنی چیست؟چرا؟

۱۳ مهم ترین درسی که در زندگی خود گرفته ای چیست؟

۱۴ در حال حاضر به وجود چه کسی بیشتر از همه افتخار می کنی و از چه کسی سپاسگذاری؟

۱۵ در این زمانه بزرگترین حسن زنده ماندن چیست؟

۱۶ کدام عمل تو اگر در جمع مطرح شود از خجالت آب می شوی؟

۱۷ پرسش های بی جوابت را با چه کسی می توانی  در میان بگذاری؟

۱۸ آخرین بار که با صدای بلند خندیدی کی بود؟

۱۹ چند بار حرف هایی زده ای که بلافاصله پشیمان شده ای؟

۲۰ آیا حاضری بوسه ای بر گونه ی کسی که به تو سیلی زده بزنی؟

۲۱ تا کنون چند بار به خود دروغ گفته ای؟چرا؟

۲۲ اگر قرار باشد جای کس دیگه ای باشی دوست داری جای چه کسی باشی؟چرا؟

۲۳ فرض کنید خانه تان و همه دارو ندارتان دچار آتش سوزی می شد.پس از نجات خودتان و عزیزانتان فقط آنقدر فرصت داشتید که یک قلم جنس بردارید.آن شیء چه خواهد بود؟

۲۴ اگر قرار بود همین امشب بدون مجال تماس با کسی بمیرید از نگفتن چه چیز به چه کس بیش از همه متأسف می شوید؟پس چرا هنوز این مطلب را به او نگفته اید؟

۲۵ دوست کسی است که وقتی همه می روند او می آید.آیا شما چنین دوستی دارید؟

۲۶ پروانه اغلب فراموش می کند که کرم بوده است.شما چطور؟

۲۷ این سوال را فوری جواب دهید:گل رُزی که در زمان حیات به کسی می دهید به مراتب بهتر از گل ارکیده ای است که روی سنگ قبراو می گذارید؟حالا چندتا گل رز بدهکاری؟

۲۸ اگر فقط به اندازه گفتن یه جمله به پایان عمر خود وقت داشته باشید روی به چه کسی می کردید و چه می گفتید؟ 

۲۹ آیا دوست داشتید به دوران کودکی بر می گشتید؟چرا؟

۳۰ چه کسی را دوست دارید؟چرا؟

 

 

|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در چهارشنبه ششم خرداد 1388  |
 
 

 

قدرت باور ذهنی

شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد.  

 زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت كرد و با اين «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود.

 در یک باشگاه بدنسازی

   پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد.. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد.. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
 

هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.

شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید».

اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید.

 "نورمن وینست پیل"

  

دیوار شیشه ای ذهن

 

یه روز یك دانشمند یك آزمایش جالب انجام داد... اون یه اکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.
تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود .

ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون غذای دیگه ای نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد. همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می کرد.

بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به اون طرف اکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.

دانشمند شیشه ی وسط رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد. اون هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت.

میدانید چرا؟

اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود. یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود.

اون دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت.

 ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود دارند

|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در سه شنبه پنجم خرداد 1388  |
 
در تهران زندگي مي‌كنيم و افتخارمان اين است كه پايتخت نشينيم؛ از اين سوي شهر به آن سوي شهر سفر مي كنيم.

اگر فرصتي دست داد هر از گاهي به محله‌هاي قديمي شهر هم سر مي‌زنيم، چه از روي اجبار، چه از سر تفنن اما شايد خيلي از ما توجه نكنيم كه مثلاً چرا اين محله را فرحزاد مي‌‌نامند و آن يكي را آجودانيه. در اين فرصت كوتاه نگاهي داريم به نام محله‌هايي كه شايد شما هم چند باري آنها را شنيده‌ايد. ( بخش دوم ).

*دركه
اگر چه هنوز دليل اصلي نامگذاري اين محل مشخص نيست اما برخي آنرا مرتبط به نوعي كفش براي حركت در برف كه در اين منطقه استفاده مي‌شده و به زبان اصلي "درگ " ناميده مي‌شده است دانسته‌اند.

*دزاشيب
(در نزديكي تجريش) روايت شده است كه قلعه بزرگي در اين منطقه به نام " آشِب " وجود داشته است و در گذشته نيز به اين منطقه دزآشوب و دزج سفلي و در لهجه محلي ددرشو ميگفتند.

*قلهك
كلمه قلهك از دو كلمه «قله‌» و «ك‌» تشكيل شده است كه قله معرب كلمه كله‌، مخفف كلات به معناي قلعه است‌. عقيده اهالي بر اين است كه به دليل اهميت آبادي قلهك كه سه راه گذرگاه‌هاي لشگرك‌، ونك و شميران بوده است‌، به آن( قله- هك) گفته شده است‌.

*كامرانيه
زمين‌هاي اين منطقه ابتدا به ميرزا سعيدخان‌، وزير امور خارجه‌تعلق داشت، و سپس كامران ميرزا پسربزرگ ناصرالدين شاه‌، با خريد زمين‌هاي حصاربوعلي‌، جماران و نياوران‌، اهالي منطقه را مجبور به ترك زمين‌ها كرد و سپس آن جا را كامرانيه ناميد.

*محموديه
( بين پارك وي و تجريش يا وليعصر تا ولنجك) در اين منطقه باغي بوده است كه متعلق به حاج ميرزا آقاسي بوده است و چون نام او عباس بوده آنرا عباسيه ميگفتند. سپس علاءالدوله اين باغ بزرگ را از دولت خريد و به نام پسرش‌، محمودخان احتشام‌السلطنه‌، محموديه ناميد.

*نياوران
نام قديم اين منطقه گردوي بوده است و برخي معتقدند در زمان ناصرالدين شاه نام اين ده به نياوران تغيير كرده است به اين ترتيب كه نياوران مركب از «نيا» (حد، عظمت و قدرت‌) ؛ «ور» (صاحب‌) و «ان‌» علامت نسبت است و در مجموع يعني كاخ داراي عظمت‌.

*ونك
نام ونك تشكيل شده است از دو حرف (ون‌) به نام درخت و حرف (ك)كه به صورت صفت ظاهر مي‌شود.

*يوسف آباد
منطقه يوسف آباد را ميرزا يوسف آشتياني مستوفي‌الممالك در شمال غربي دارالخلافه ناصري احداث كرد و به نام خود، يوسف آباد ناميد.

*پل چوبي
قبل از اين كه شهر تهران به شكل امروزي خود درآيد، دور شهر دروازه‌هايي بنا شده بود تا دفاع از شهر ممكن باشد. يكي از اين دروازه‌ها، دروازه شميران بود با خندق‌هايي پر از آب در اطرافش كه براي عبور از آن‌، از پلي چوبي استفاده مي‌شد. امروزه از اين دروازه و آن خندق پر از آب اثري نيست‌، اما اين محل همچنان به نام پل چوبي معروف است.

*شميران
نظريات مختلفي درباره اين نام شميران وجود دارد. يكي از مطرح ترين دلايل عنوان شده تركيب دو كلمه سمي يا شمي به معناي سرد و " ران " به معناي جايگاه است و در واقع شميران به معناي جاي سرد است. به همين ترتيب نيز تهران به معناي جاي گرم است. همچنين در نظريه ديگري به دليل وجود قلعه نظامي در اين منطقه به آن شميران مي‌گفتند و همچنين برخي نيز معتقدند كه‌ يكي از نه ولايت ري را شمع ايران ميگفتند كه بعدها به شميران تبديل شده است.

*گيشا
نام گيشا كه در ابتدا كيشا بوده است برگرفته از نام دو بنيانگذار اين منطقه (كينژاد و شاپوري) است.

*منيريه
(در جنوب وليعصر) منيريه در زمان قاجار يكي از محله‌هاي اعيان نشين تهران بوده و گفته شده نام آن از نام زن كامران‌ميرزا، يكي از صاحب‌منصبان قاجر، به نام منير گرفته شده‌است.

|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در دوشنبه چهارم خرداد 1388  |
 
در تهران زندگي مي‌كنيم و افتخارمان اين است كه پايتخت نشينيم؛ از اين سوي شهر به آن سوي شهر سفر مي كنيم.  

اگر فرصتي دست داد هر از گاهي به محله‌هاي قديمي شهر هم سر مي‌زنيم، چه از روي اجبار، چه از سر تفنن اما شايد خيلي از ما توجه نكنيم كه مثلاً چرا اين محله را فرحزاد مي‌‌نامند و آن يكي را آجودانيه.
در اين فرصت كوتاه نگاهي داريم به نام محله‌هايي كه شايد شما هم چند باري آنها را شنيده‌ايد. ( بخش اول )

*سيد خندان
سيدخندان پيرمردي دانا و البته خنده‌رو بوده كه پيشگويي‌هاي او زبانزد مردم بوده است.
دليل نامگذاري اين منطقه نيز احترام به همين پيرمرد بوده است؛ البته بعدها نام سيد خندان بر ايستگاه اتوبوسي در جاده قديم شميران هم اطلاق مي‌شده است.

*فرمانيه
در گذشته املاك زمين‌هاي اين منطقه متعلق به كامران ميرزا نايب‌السلطنه بوده است و بعد از مرگ وي به عبدالحسين ميرزا فرمانفرما فروخته شده است.

*فرحزاد
اين منطقه به دليل آب و هواي فرح انگيزش به همين نام معروف شده است.

*شهرك غرب
دليل اينكه اين محله به نام شهرك غرب معروف شد ساخت مجتمع‌هاي مسكوني اين منطقه با طراحي و معماري مهندسان آمريكايي و به مانند مجتمع‌هاي مسكوني آمريكايي بوده و در گذشته نيز محل اسكان بسياري از خارجي‌ها بوده است.

*آجودانيه
آجودانيه در شرق نياوران قرار دارد و تا اقدسيه ادامه پيدا مي‌كند. آجودانيه متعلق به رضاخان اقبال السلطنه وزير قورخانه ناصرالدين شاه بوده، او ابتدا آجودان مخصوص شاه بوده است.

*اقدسيه
نام قبلي اقدسيه (تا قبل از 1290 قمري) حصار ملا بوده است. ناصرالدين شاه زمينهاي آنجا را به باغ تبديل و براي يكي از همسران خود به نام امينه اقدس (اقدس الدوله) كاخي ساخت و به همين دليل اين منطقه به اقدسيه معروف شد.

*جماران
زمين‌هاي جماران متعلق به سيد محمد باقر جماراني از روحانيان معروف در زمان ناصر الدين شاه بوده است. برخي از اهالي معتقدند كه در كوه‌هاي اين محله از قديم مار فراوان بوده و مارگيران براي گرفتن مار به اين ده مي‌آمدند و دليل نامگذاري اين منطقه نيز همين بوده است و عده‌اي هم معتقدند كه جمر و كمر به معني سنگ بزرگ است و چون از اين مكان سنگ‌هاي بزرگ به دست مي‌آمده ‌است‌، آن‌جا را جمران‌، يعني محل به‌دست آمدن جمر ناميده‌اند.

*پل رومي
پل رومي در واقع پل كوچكي بوده كه دو سفارت روسيه و تركيه را هم متصل مي‌كرده است. عده‌اي هم معتقدند كه نام پل از مولانا جلال‌الدين رومي گرفته‌شده است‌.

*جواديه
(در جنوب تهران) بسياري از زمينهاي جواديه متعلق به آقاي فرد دانش بوده است كه اهالي محل به او جواد آقا بزرگ لقب داده بودند. مسجد جامعي نيز توسط جواد آقا بزرگ در اين منطقه بنا نهاده است كه به نام مسجد فردانش هم معروف است.

*داوديه
(بين ميرداماد و ظفر) ميرزا آقاخان نوري صدر اعظم اين اراضي را براي پسرش‌، ميرزا داودخان‌، خريد و آن را توسعه داد. اين منطقه در ابتدا ارغوانيه نام داشت و بعدها به دليل ذكر شده داوديه نام گرفت‌.
|+| نوشته شده توسط بهزادجعفری در یکشنبه سوم خرداد 1388  |
 
 
بالا